مدیریت استراتژیک و نقش آن در بالندگی سازمان

مقدمه :

نظر به اینکه عصر شتاب و تغییر می باشد و تحولات و تکنولوژی و به تبع آن تغییر و تحولات اقتصادی اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی در سازمانها و شرکت ها ، مؤسسات بزرگ و کوچک و حتی در زندگی عادی مردم تأثیر گذار شده است در سازمان ها موجب شد که مدیران سازمان ها مطالعه محیط پیرامونی و توجه به تغییرات آینده را یکی از مهمترین وظایف خود قرار دهند و در عصر تغییرات سریع نقش دولت ، شهروندان و گروه های سازمانی در حال تغییر است لذا مدیران به منظور غلبه بر نوسانات سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و تحمل آنها که با به اختیار و یا به دلیل فشار در حال تغییرند و چالش های که مدیران در سطح سازمان و یا چالش های که مدیریت و دولت ملل در حال توسعه با آن مواجه هستند با اجرای برنامه های توسعه و مدیریت مطلوب برای مواجه شدن با چالش های پیش رو باید اثربخش و کیفیت بالاتر داشته باشند از این رو تهیه برنامه ای بلند مدت در دستور کار مدیران سازمانهای بزرگ و دولتمردان قرار گیرد. و با استفاده از فرصت های موجود قادر باشند تهدیدها را نیز شناسایی و به فرصت طلایی تبدیل نمایند و منابع خود را به طریقی آرایش دهد که بیشترین امتیاز را در عرصه رقابت کسب نماید و با در نظر گرفتن تمامی عوامل و استفاده از تکنیک ها و روش ها و فنون کارآمد بتواند سازمان یا شرکت را در جهت دستیابی به اهداف اصلی آن هدایت و اداره نمایند یکی از روشها در حوزه علم مدیریت که در این زمینه نقش بسزایی دارد برنامه ریزی استراتژیک است که ابتدا می توان با توجه به اهداف و انتظارات ، رسالت و آرمان ، را تعیین نمود سپس جایگاه و توان شرکت و بررسی وضع محیطی به منظور درک شرایط حاکم بر محیط نسبت به تجربه و تحلیل محیط درون سازمانی و برون سازمانی اقدام می نماید پس از تحلیل شرایط بر مبنای نتایج بدست آمده آرمان و رسالت اهداف بلند مدت شرکت تعیین شده و براساس نتایج تجزیه و تحلیل بعمل آمده بهترین راه و روش مناسب (استراتژی ) جهت دستیابی به این اهداف را انتخاب و برای دستیابی به آن اهداف تلاش می نماید بنابراین ، این مفاهیم باید به نام استراتژی و مدیریت استراتژیک جستجو کرد                                           

      تشخیص استراتژی سازمان :

با تشخیص استراتژی یک سازمان می تواند به سوالات در مورد گذشته و وضعیت جاری که چگونه تلاش کند تا با رسیدن به اهداف رسالت خود را انجام دهد پاسخ دهد در واقع تجزیه و تحلیل استراتژی در مراحل زیر انجام می پذیرد.

-       فراهم آوردن زمینه لازم جهت درک از حالات و وضعیت جاری عملکرد که سازمان قصد رسیدن به آن را دارد.

-       تفسیر و درک درست از استراتژیها جهت پذیرش قرار گرفتن آن برای مدیران سازمان

-       ضرورت درک صحیح از وضعیت فعلی سازمان جهت آنالیز و ارتباط با عوامل و متغیرهای درون و برون سازمان

وظیفه هر سازمان است که استراتژیهای جاری را نیز مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد و با یافتن یک الگوی مناسب تشریح نماید که چگونه و با تخصیص چه منابعی می توان در عرصه رقابت فعالیت کرد.

استراتژی راهنمای رسیدن به هدف و تصمیم گیری در مورد استفاده از منابع است.

هر سازمانی که سعی می کند در جایگاه مناسبی در بازار رقابت قرار گیرند این سازمان ممکن است یک سازمان تولید آن که محصول یا خدمات باشد گاهی اوقات در محیط آرام و گاهی هم در محیط متغیر و دارای موج قرار گیرد. آرام بودن محیط موقعیتی است که باید به نحو مطلوب از آن استفاده کرد و موج دار بودن محیط هم نیز یک فرصت دیگری است که با شناسایی تهدیدات توانایی مقابله و مقاومت را بدست خواهد آورد و از طرفی با بررسی و شناسایی فرصت ها و تهدیدات آنها را طبقه بندی کرده و بصورت متغیرای قابل کنترل سازمانی به عنوان نقاط قوت یا ضعیف مشخص گردند.

البته بررسی و شناسایی یک امر ساده و راحت نیست شناسایی و بررسی و تحلیل کامل آنها نیاز به اطلاعات ، تخصص و فرصت مطلوب دارد.

بنابراین ضرورت دارد محیط درون و برون سازمانی مورد بررسی قرار گیرد و از فرصت های محیط بطور مطلوب استفاده نموده و با تهدیدات مقابله کرد و سازمان را برای رسیدن به اهداف و رسالت خود هدایت کرد.

.

-       ضرورت استفاده از مدیریت استراتژیک

سازمانها برای رسیدن به اهداف آینده خود بدون بهره مند از مدیریت استراتژیک میّسر نخواهد شد. و از طرفی نیز با توجه به اینکه عصر شتاب و تغییر است و سازمانها دستخوش این تغییرات قرار می گیرد و سازمانهای که از تکنولوژی و فناوری اطلاعات برخوردار شوند به فعالیت خود خواهد توانست ادامه دهند و سازمانهای سنتی که از اطلاعات و دانش روز نتواند بهره جوید ادامه حیاتشان با مشکل مواجه خواهد شد و مرگ آنها حتمی است. بنابراین استراتژیست ها باید پاسخ منطقی و معقولی را ارائه نمایند که :

1 هدف و مقصد سازمان در محیط متغیر و متلاطم کجاست کجا باید برود ؟

2 در چه زمانی باید به آن هدف و مقصد رسید ؟

3 چه کسانی توانایی هدایت سازمان به ان هدف تعیین شده را دارد ؟

4 چه اقداماتی بایستی انجام داد تا به اهداف و مقصد رسید ؟

5 دلایل منطقی و کارشناسی و قابل دفاع هر کدام از پاسخ های ارائه شده کدامند ؟

6 این کارها و اقدامات به خاطر چه کسی انجام خواهد پذیرفت آیا بخاطر جامعه است یا سازمان یا فرد ؟

7 عملیات مذکور چگونه و با چه شیوه ای توسط افراد معین انجام بگیرند تا بتوان در زمان مقرر به اهداف سازمان رسید ؟

8 ارزش و هزینه اقدامات فوق و محصولات یا خدماتی که تولید خواهند شد چقدر باید باشد ؟

9 کمیت محصولات یا خدمات که براساس شرایط محیطی باید تولید و ارائه شوند به چه میزان باشد ؟

پس مدیریت استراتژیک تمامی مدیران سازمان را در تلاش و اجرای اهداف استراتژیک یاری می دهد.

-       فرآیند مدیریت استراتژیک

فرآیند مدیریت استراتژیک 3 گام دارد و 5 مرحله.

سه گام شامل :

الف ) تدوین استراتژی : در تدوین استراتژی باید ابتدا مجموعه استراتژی های قابل استفاده را لیست کرده سپس با استفاده از مدل های مختلفی و با توجه به نتایج بدست آمده تجزیه و تحلیل استراتژی برتر را انتخاب کرد در این مرحله باید مدیران میانی و حتی رده پایین سازمان نیز مشارکتدادهشود.                                                                                                                                       ب ) اجرای استراتژی :

-       تعیین ساختار سازمانی متناسب با استراتژی

-       هماهنگ سازی مهارت ها و توانمندی های سازمان در سطح اجرایی

-       ایجاد فرهنگ سازمانی متناسب با استراتژی جدید سازمانی

ج )  کنترل استراتژی :

-برای تعیین حدود دستیابی به هدف ها استراتژی اجرا شده باید مورد کنترل و نظارت قرار گیرد. که با بررسی مبانی اصلی استراتژی سازمان ، - مقایسه نتیجه های مورد انتظار با نتیجه های واقعی، - انجام دادن اقدامات اصلاحی به منظور اطمینان از مطابقت عملکرد با برنامه ای پیش بینی شده.

پنج مرحله استراتژی نیز بشرح زیر است

1 تجزیه و تحلیل وضعیت جاری :

  .ماموریت سازمان . ارزیابی استراتژی جاری و گذشته ، تشخیص عملکرد حال و گذشته.

2 تبیین چشم انداز آتی :

·        تعیین اهداف بلند مدت ، تحلیل محیط خارجی و تحلیل محیط داخلی

در تحلیل خارجی مسایل بین المللی ( اجتماعی ، سیاسی ، تکنولوژی ، اقتصادی ) و رقابتی ، تامین کنندگان ، خریداران و رقبا و سهامداران مورد تحلیل قرار می گیرد.

در تحلیل داخلی نقاط قوت و ضعف ، توانایها برای قابلیت ها و آسیب پذیری ها مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد.

3 تعیین مسیر آینده :

·        مقایسه الترناتیوهای ممکن ( استراتژی سازمان یا چگونگی اجرای کسب و کار و خدمات ، استراتژی کسب و کار )

4 ارائه استراتژی جهت اجرا :

عوامل سازمانی ( ساختار ، سیاست ها ، فرهنگ سازمانی ) و استراتژیهای عملیاتی ( وظیفه ای ) (تولید یا خدمات ، استراتژی مالی پرسنلی ، بازاریابی ، تحقیق )

5 ارزیابی و کنترل استراتژی ( هدف یا عملکرد استراتژی )                                              

بنابراین برای مدیران سازمانها ضرورت دارد که درک درستی از مدیریت استراتژیک داشته باشند زیرا کار را عملی می کند و در جهت رفاه ملی گام بر می دارد مدیریت استراتژیک در عرصه زندگی اهداف بلند مدت را طراحی می کند و با در نظر گرفتن فرصت ها و تهدیدات و پی بردن به امکانات و نقاط قوت و ضعف خود اهداف را طراحی می کنند و توانایی لازم را جهت اجرا بدست می آورد.

پس تعریفی که می توان از مدیریت استراتژیک و استراتژی کرد اینست که استراتژی هماهنگ کننده سازمان ( مدیریت عالی سازمان ) که منابع خود را به طریقی آرایش می دهد که بیشترین امتیاز را در عرصه رقابت تامین نماید.

مدیریت استراتژیک : فرآیند تجزیه و تحلیل نهائی عملکرد سازمان با تنظیم صحیح ،اجرای دقیق ، ارزیابی مداوم استراتژی توسط مدیریت عالی سازمان است.

مدیریت استراتژیک موجب افزایش ظرفیت بالندگی در سازمان می گردد بالندگی یعنی جهش یا پیشرفت به جلو توسعه و تغییر نگرش توسعه فکری و دانش کارکنان با مدیریت رفتار سازمانی

بالندگی سازمانی یعنی افزایش اثر بخش چونکه مدیریت استراتژیک بر موارد زیر تاکید دارد که سبب اثربخشی و سلامتی سیستم می گردد.

1 تاکید برون سازمانی 2 جهت گیری پویا و متحول  3- پی گیری افکار نو 4 سیستم باز (نگرش سیستمی )  5 عمل براساس پیش بینی آینده 6 آینده نگری  7 تأکید بر نوآوری و خلاقیت 8 فعالیت های چند بعدی 9 منطق استدلالی و ترکیبی 10 تأثیرپذیری استراتژی از محیط بیرون 11 پیشگیری اقدامات اصلاحی ، پس از کنترل ، تصمیم گیری پیشوازانه

فرآیند مدیریت استراتژیک به مدیریت و سازمان امکان می دهد سرنوشت خود را رقم زده و آنرا کنترل کند منابع خود را بطور صحیح و منطقی برای حداکثر کردن سود تخصیص دهد. از طرفی نیز از فرصت های کلیدی محیط بهره گیری کند و به نتایج مورد انتظار خود که شامل :

1 بهره وری 2 ارتقاء کیفیت کارکنان 3 مسئولیت اجتماعی 4 توسعه سازمانی 5 بهبود روابط کارکنان منجر شود.

البته موانع و مشکلات بر سر راه مدیریت استراتژیک در سازمانها وجود دارد که این فرآیند را از بنیان بست و یا با مشکل مواجه می سازند که برخی از سازمانها تمایل چندانی به ایجاد توسعه مدیریت استراتژیک از خود نشان ندهند که مهمترین آن عبارتند از :

 1 عدم آگاهی مدیریت سطح بالا نسبت به وضعیت واقعی سازمان

2 خود فریبی مدیران عالی درباره موقعیت سازمان

3 توجه مدیران به حفظ وضع موجود

4 کامیابی های گذشته سازمان

5 اشتباه تلقی کردن هر گونه تغییر انجام یافته در گذشته سازمان

6 نارسایی در کاربرد وظایف فوری

7- محدودیت های مالی و نبود نیروی متخصص

8 عدم توانایی مدیران عالی در پیاده سازی استراتژی

بنابراین برای فائق آمدن بر مشکلات فوق مدیران باید مدیران اثربخش و با کیفیتی بالا باشند و نوآوری را بعنوان یک ابزار استراتژیک در ظرفیت سازی در نظر بگیرند و توان پیاده سازی استراتژی را نیز داشته باشند.

:

 

 

منابع :

1       - مدیریت استراتژیک سازمان جناب آقای دکتر ناصر فقهی فرهمند

2       جزوه درسی جناب آقای دکتر حمید ملکی

3       نشریات کانون علوم اسلامی ایران سازمان مدیریت صنعتی مرکز آموزشی مدیریت دولتی

4       مقاله مدیریت استراتژیک جناب آقای دکتر حسین قربانیان

واگذاری خطوط 142گلشهر و 179 شهید یاغچیان به بخش خصوصی

واگذاری خطوط 142گلشهر و 179 شهید یاغچیان به بخش خصوصی


به گزارش روابط عمومی شرکت واحد اتوبوسرانی تبریز و حومه صمد جعفرپور معاون اجرایی این شرکت با اعلام این خبر گفت : در راستای اجرای اصل 44 قانون اساسی و بر اساس دستورالعمل هیئت محترم وزیران و مصوبات هیئت مدیره ، این شرکت در ادامه روند خصوصی سازی خطوط مسیرهای 142 گلشهر و 179 شهید یاغچیان به بخش خصوصی واگذار شده و بزودی شروع به فعالیت خواهند کرد.
وی با بیان اینکه تاکنون بیش از 60 درصد خطوط ناوگان اتوبوسرانی تبریز به بخش خصوصی واگذار شده است افزود : از آغاز واگذاری اتوبوس و خطوط به بخش خصوصی  از سال 81 تعداد 449 دستگاه اتوبوس در 45 خط شهری و 8 مسیر حومه واگذار گردیده و این روند همچنان ادامه خواهد یافت .
ایشان واگذاری ناوگان اتوبوسرانی را موفق ارزیابی کرد و افزود : اتوبوسرانی تبریز در کشور به لحاظ کمی و کیفی نسبت به واگذاری اتوبوس به بخش خصوصی کاملا "موفق عمل کرده است. وی در ادامه  توسعه کمی و کیفی خطوط – ایجاد اشتغال و افزایش خدمات دهی را بخشی از مزایای واگذاری اتوبوس به بخش خصوصی عنوان کرد و در پایان گفت : در سال جاری نیز اتوبوس های جدید جایگزین اتوبوس های فرسوده شده و خطوط باقیمانده بتدریج به بخش خصوصی واگذار خواهد گردید.